این گفتار بر گرفته از سایت : ایران رسیست می باشد !
در استدلال های شما چرا شما زير هر وضعيتی نمی توانيد با حمله نظامی آمريکا برعليه ايران موافقت کنيد و می گوئيد اين کار ايرانيان را برعليه آمريکا تحريک می کند
آری، همينطور است، آنها بهترين دوستان طبيعی شما هستند. آنچه آنها می بينند، برخلاف کمکی است که به ما ميخواهند بکنند – برای اينکه ما بهترين اسلحه شما بر عليه رژيم هستيم. چرا شما می خواهي ما را دور بزنيد. و شما به منابع ما حمله می کنيد
سال گذشته، ايران محمود احمدی نژادرا که بطور غريبی مخالف آمريکا است را به رياست جمهوری انتخاب کرد او مرتبا تهديد می کند که اسرائيل را نابود خواهد کرد. او تهديد می کند ايالات متحده را. چرا کوری که می تواند چنين رئيس جمهوری انتخاب کند آنهمه مردم طرفدار آمريکا دارد؟
برای اينکه اين نژاد ايران است. ايران تنها کشوری است که مردمش طرفدار غرب هستند با دولتی که مخالف غرب است. برخلاف آنچه که کشور های ديگر منطقه هستند
چرا اين روند اتفاق افتاد؟ در سال 2000 شما يک رئيس جمهوری اصلاح طلب، خاتمی، را داشتيد که همه می گفتند پارلمان اصلاح خواهد شد. بعدی ناگهان پنج سال بعد شما شخصی را انتصاب کرده ايد که بطور بی شائبه ای مخالف غرب است. و البته او رفسنجانی را شکست داد.
بنا بر اين آنچه شما می بينيد وقوع يک اعتصاب عمومی است، مردم به خيابان ها بروند و از کار کردن خودداری کنند و درخواست سرنگونی رژيم را بکنند و بعد وجودشان حمايت شود
بطور مدام و ادامه دار
و در حاليکه ادامه دارد بعضی عناصر سپاه پاسداران بگويند "شما رفتنی هستيد"؟
و من می گويم رسانه های گروهی بطور حمله آسائی اين موضوع را حمايت کنند، آنچه که بی بی سی پيش از انقلاب کرد که در واقع اعلام کرد فردا کجا تظاهرات خواهد شد و اين يک افسانه نيست حقيقت است.
آيا شما با بعضی عناصر فرماندهی ارتباط داريد؟
مسلما، مسلما، و درواقع آنها مرتبا می گويند ما زير فشار قرار داريم و ما مجبور به اجرای نقش هستيم، ما زمان آنرا می دانيم اما نميتوانيم پيش قدم شويم. آنها در همه جا هستند. بايستی اينرا درک کنيد.
آيا شما کسی هستيد که طرح نهائی را تدارک می بيند؟ آيا شما فرمانده اين ضد حمله هستيد؟
ببنيد، تصور ميکنم ميتوانم موثر باشم و دليل اينکه تا بحال کنار ايستاده ام اين است که میخواستم هر راهی را تا آنجا که امکان دارد خسته وبی انرژی کرده باشم تا مخالفين خودشان بتوانند کنار هم بنشينند و برای يک مقصد مشترک کار کنند. در دو يا سه ماه آينده ميتوانتيم بفهميم اگر اين کار نتيجه بخش است اگر نتيجه دو سه سال تلاش بهره اساسی را خواهد داد.
دو سه ماه؟
دو سه ماه اين تابستان
آيا شما ميخواهيد يک شورای اتحادی داشته باشيد؟
آری، اميد آن است که کنگره ای يا يک اجتماعی از عموم از مخالفين، گروه ها و کسانی که زير چتر آنها قرار دارند در يک موضوع در نکاتی که همه به آن باور دارند به توافق برسند و عمل کنند. اين بهتيرن کاری است که شايد بتوانددر ميان مخالفين به نتيجه برسد. ولی من به آنها گفته ام و هم آلان به آنها ميگويم گرچه همواره در هر کاری زمانی معين شده وقتی برای آن مشخص شده باشد. و من از راهی را به خستگی کشاندم تا بعنوان کاتاليست بسياری از مردم را کنار هم قرار دهم تا بتوانند باهم کار کنند. اما به هر دليلی اين استراتژی اگر کار نکرد آنگاه من آماده خواهم بود که قدم چلو بگذارم و اقدامی که بايد آنجام دهم . اما اينکار را وقتی می کنم که ديگر کار ها به نتيجه نرسيده باشد.
بطور مشخص، شما ميخواهيد چه بکنيد، اگر بتوانيد اين چتر را از دست اين مخالفين بگيرد آيا اينها بطور متجانس خواهند توانست با اين گروه های اتميزه شده داخل ايران و اعتصاب عمومی کار کنند؟
بعد هدايت يک نيروی مقاومت بزرگ و نافرمانی مدنی برای وارد آوردن فشار بطور داخلی. در حاليکه جامعه بين المللی نقش بزرگی ايفا می کند و فشار لازم به رزيم وارد می آورد. آنجا است که من به تحريم هوشمندانه وارد می شوم. برای نمونه، چرا مردم را به دردسر بياندازيم مردم در حال حاضر از گرسنگی خون گريه می کند. چرا شما بطور نمونه در زير چتر تحريم های سازمان ملل نمی خواهيد که برای تمام مقامات رسمی رژيم ممانعت ايجاد شود؟ يا بانها ويزا داده نشود تا بکشور های ديگر وارد شوند؟ چيز هئی در اين رديف. چرا با همه اين کشور ها صحبت نمی کنيد که دارای اطلاعاتی امنيتی کافی هستند تا آن شرکت های بی پايه و اساس را و حساب های باکی آنها و رژيم را بلوکه نکنند؟
شما در واقع ميخواهيد پيام محکمی به رژيم بفرستيد، مقامات رژيم را تنبيه ويا بطور قطعی آنها را خطاب کنيد يا بطور اقتصادی زير فشارقرار دهيد بجای جنگ با ايران
اين هشداری به چين و روسيه هم خواهد بود. شما ميدانيد که روسيه و چين ممکن است اين مورد را مورد اعتراض قرار دهند و شورای امنيت را وتو کنند. چين مسلما برای اينکه به نفت ايران وابسته است و روسيه بدليل اينکه من فکر ميکنم پوتين خودش را از بتر بزرگ دور نمی بيند فکر می کند پسر بزرگی در منطقه شده است. اما آنها بسختث بتوانند با يک تحريم هوشمندانه مقاومت نشان دهند برای اينکه سرپيچی از چنين منظوری نشان خواهد داد که آنها پشتيبان جمهوری اسلامی هستند. من نميدانم که اينها می خواهند در نظر عموم چنين نمودی داشته باشند.
در حاليکه شما اينکار را می کنيد چقدر نگران امنيت خود هستيد در ايالات متحده؟
ببنيد، اين ماورای تصور است. من بخدا ايمان دارم و آنچه که بدنبال بياورد را گفتم. شما ميدانيد که چکار می توانم بکنم؟ شما نميتوانی هميشه در صدف زندگی کنی
در ايران شما، محمود عبدالله افغانی که به مسحيت رو آورده همه گونه آزادی را خواهد داشت که آنکار را بکند و دولت از او حمايت خواهد کرد در مقابل آخوند های متعصب؟
ای خدای من، اميد وارم. اميدوارم. برای اينکه ما قانون اساسی خود را بر اساس اعلاميه حقوق بشر بنيان می گذاريم و اساس حقوقی را که يک بشر بايد داشته باشد. من بسيار از اين رياکاری و دوروئی که بطور تيپيکال در منطقه ما شيوع پيدا کرده خسته شده ام. اگر به چيزی باور داری می گوئي ديگر مردم را گول نمی زنیو منظورم اين است که اين جائی است که من ايستاده ام. من 45 سال زندگی نکردم که خودم را گول بزنم . اگر من ميخواهم زندگی ام را از دست بدهم ، مهم نيست برای اين چيز ها خواهم جنگيد. وگرنه ارزشی ندارد. صادقانه بگويم ارزش ندارد. ممکن است حتی ايران را فراموش کنم و زندگی خودم را بکنم ودر اين کشور يک شهروند باشم . نه من همان حقوق را که شما در اينجا داريد داشته باشيم. آين چيزی است که من برايش می جنگم! وگرنه چرا خودم را به زحمت بياندازم؟
شما فکر ميکين که مردم ايران با شما همفکر هستند ويا تصور می کنيد بايستی آنها را به نظرات خود هدايت کنيد؟
نيازی به داشتن فن موشک ندارد که هرگاه هر موردی از اين رژيم را مورد انتقاد قرار دهيد ممکن اس به زندانی شدن و يا شکنجه شدن بيانجامد و بد تر از آن اعدام شوی. هفته گذشته شش نفر زن جسدشان در جنوب تهران پيدا شده بود زيرا بر اساس فرمان اخير احمدی نژاد- منظورم حکم دينی نيست زيرا او يک آخوند نيست- بر اساس قانون جديدچگونه لباس پوشطدن رفتار نکرده بودند. زيرا مردم در حاليکه سگ هايشان را به قلاده بسته اند زيرا سگ در اسلام بد است کشته می شوندو شما حتی نمی توانی با سگ خودت در خيابان راه بروی. تصورت را بکنيد اگر رژيم را مورد انتقاد قرار دهيد. فکر نمی کنيد مردم اين را می فهمند؟. ميفهمند
آيا شما ترجيح ميدهيد در يک انتخابات دموکراتيک مثل عراق به پادشاهی مشروطه برگريد؟
از پرسش شما قدر دانی می کنم. من ميدانم که نقش من امروز چيست و کار من امروز چيست من کاتاليزی را تشويق می کنم که با برگشت تمايل قطبی مخالف است. نقش من امروزرسمی و نهادی نيست بلکه سياسی است.تقش من اين نيست که يک رهبر سمبليک زير يک رسميت و بنيادی باشد اما رهبر ملی که برای آزادی می جنگد. نقش من امروز آزاد کننده است در مقابل آنچه نهادی و رسمی است. بنابر اين به عنوان يک شيوه مسلما ايرانيا ن هستند که بايستی درک کنند چه چيزی در آينده جايگزين می شود که من به شما توضيح دادم، دموکراسی سکولار بر اساس حقوق بشر- نهايتان برای من چه خواهد بود؟ آيا ما خواهان يک پادشاهی پارلمانی هستيم همانند آنچه در سوئد هست يا در ژاپن، هلند و يا بلژيک؟ يا ما ميخواهيم سيست جمهوری باشد همانند ايالات متحده يا فرانسه و جای ديگر؟ اين بحث بحث امروز نيست. اين موضوع بحثی است که مسئوليتش به عهده شورای قانوگذاری است که قانون جديدی تدوين خواهد کرد.
در آن زمان، شايد بحث زيادی در گيرد بين کسانی که خواهان پادشاهی و آنانی که خواهان جمهوری هستند.
ولی شما آنرا رد نمی کنيد؟
فکر ميکنم در نظر شخصی من اين نهاد بهتری خواهد بود که بتواند به روند دموکراسی کمک کند تا يک جمهوری. من ميتوانم در نقطه نظری، مثالی بزنم بعد از فرانکو را در اسپانيا در نظر بگيريد و شاه خوان کارلوس را.
شما به اين ترتيب پادشاهی را رد نمی کنيد در گفتار ديگر؟ شما اين را می پذيريد؟
ببنيد، موضوعه انتخاب نيست. من فکر می کنم اگر پادشاهی انتخاب شود بايستی بر اساس خواست مردم باشد و نه من آنرا بحث کرده باشم. من باور درام که اين روش بهتری است . بر حسب اتفاق نبوده که 25 قرن پايدار مانده است. اين بيشتر در فرهنگ و اصول زندگی مردم ايران و در هويت آنها نهادينه شده است. در روزگار مدرن هم می تواند نقش اساسی را بازی کند. من فکر می کنم يکی از چيز هائی که آمريکائی ها در نظر دارند نگاه به پادشاهی است که جرج سوم را در ذهن شما ها متبادر می کند، شما بايستی خود را از اين تخليل جدا کنيد و ببنيد "جمهوری" معنی ميدهد؟ بيشتر دشمنان شما جمهوری ها هستند صدام حسينت يکی از آنها است سوريه ديگری. "جمهوری" بخودی خود مفهوم دموکراتيک ندارد . روسيه شوروی هم يک جمهوری بود. بيشتی ياران شما در ناتو در اروپا نيمی از آنهاپادشاهی هستند. بنظر من فرم رژيم نيست که اهميت دارد محتوای رژيم است. من فکر می کنم پادشاهی با جمهوری بطور مساری تعهداتی نسبت به دموکراتيک بودن دارند . در بعضی کشور ها پادشاهی بهتر نتيجه می دهد تا به جمهوری. معمولا ْنچه تارخ به ما نشان داده در کشور های نا همگون و غير متجانس در واژه ديگر کشور هائی که گروه های متعدی دارد،فرهنگ ها و اخلاقيات متفاوت دارد مذاهب گوناگون دارد فاکتور چسانندگی، فاکتور اتحاد در زير تفکرات بنيادی جای می گيرد با اين تفاوفت که اين نهاد بايستی فرای تمام غوغا ها قرار گيرد و درگير سياست نشود. اين تفاوت بزرگی است. برای اينکه تنها زمانی ميتوانی بی طرفی را حفظ کنی که به سياسیت آلوده نشده باشی. زيرا زمانی که به سياست آلوده شوی بايستی جهت گيری بکنی و همان مسئله باعث مشکات زيادی می شود چيزی که ما در رژيم گذشته داشتيم زيرا شاه مستقيم در تعين سياست دخالت داشت. اين آخرين چيزی است که شما می خواهيد انجام دهيد.
پس از گفتن چنين مطلبی، آری، من کاملا به آن متعهد هستم. من آماده ام در چنان سطحی خدمت کنم. اگر مردم آنرا انتخاب کرده باشند اين يک افتخار خواهد بود ولی در نهايت آنچه می گويم من يک ايرانی هستم و همانقدر خوشحال خواهم بود که در هر مقامی در کشورم خدمت کنم. اما اگر اين انتخاب را به من بدهيد من فکر ميکنم برای شما خوب کار خواهد کرد.
www.iran-resist.org
+ نوشته شده توسط cont در شنبه چهاردهم مرداد 1385 و ساعت
12:28 |