تبليغاتX
نرده های سنگی

 

احتمالا شما هم این جمله ی معروف را از آقای خمینی شنیده اید که " جنگ برای ما یک نعمت الهی بود " . چیز عجیبی ست ؛ چرا جنگی که برای همه ی مردم جهان نکبت بار است و طاعونی که مرگ و ویرانی را به همراه می آورد ، برای جمهوری اسلامی نوعی نعمت و یا رحمت الهی به شمار می آید .

در سی و یکم شهریور ماه سال 1359 ارتش بعث عراق که پس از اتفاقات دو سال قبل وکشته یا خارج شدن ارتش سالاران ایران فرصت را برای انتقام گیری از همسایه ی قدرتمند خویش و ژاندارم منطقه مناسب یافته بود با فرمان صدام حسین که اکنون خود را سردار قادسیه می خواند و با ادعای رهبری جهان عرب حامیان مالی و تسلیحاتی فراوانی برای خود دست و پا کرده بود به ایران حمله کرد و از زمین و آسمان و دریا بر مرزهای گهربار کشورمان تاخت .خوزستان بهانه یی بود برای حمله به کشوری که ادعا می شد سه روزه سقوط خواهد کرد ، اما سه سال مقاومت شیرمردان و شیرزنان این مرزوبوم به خصوص خوزستانی ها و کرد ها و لرها ( همانانی که همیشه مورد نفرت این نظام ناسپاس بوده اند ) موجب شد تا در سوم خرداد 1362نیروهای ایران علاوه بر آزاد کردن کلیه مناطق اشغالی ، به طول ده کیلومتر و عرض چهل کیلومتر وارد خاک عراق شوند . در این هنگام جامعه ی جهانی قطعنامه ی 598 الجزایر را به عنوان مبنایی برای بازگشت دو کشوربر سر میز مذاکره و آتش بس مطرح کرد ؛ و عربستان سعودی پرداخت کلیه خسارتها و بازسازی ویرانی های ایران را تقبل کرد ، عراق نیز ملزم به عذرخواهی رسمی و پرداخت غرامت شد ؛ اما ... از آنجایی که رهبران حکومت ایران جنگ را یک نعمت الهی می دانستند و قصد آزاد کردن قدس را از راه کربلا داشتند ، همچنین دلشان برای سرمایه های مادی و معنوی و مردمی کشور نمی سوخت قطعنامه را نپذیرفتند و ادامه ی جنگ را بهترین راه برای ادامه ی حکومت خود تشخیص دادند . جنگ ایران و عراق که به شدت فرسایشی شده بود تا سال 1367 ادامه یافت ، تحریمهای ایران هر روز تشدید شد ، هفتصد و پنجاه هزار نفر از جوانان برومند ایران به خاک و خون غلتیدند ، نزدیک به دو میلیون نفر اسیر و مجروح جنگی شدند ، بسیاری از زیرساخت های کشور به وسیله ی بمب و موشکهای عراقی از بین رفت ، شهرهای مرزی خسارات کلی دید ، منابع مالی ایرانیان تمام شد و میلیاردها دلار مقروض شدیم و... اما همچنان رهبران ایران بر جنگ و شعار محو اسرائیل از راه کربلا تاکید می کردند و دفاع از آب و خاک جهان اسلام را حق مسلم خود می دانستند .

آمریکا با ناوهای جنگی خود برای قبولاندن قطعنامه به ایران وارد خلیج فارس شد و با حمله به سکوهای نفتی و قیچی کردن نیروهای ایران در فاو و نهایتا حمله به هواپیمای مسافربری ایران ، باعث شد که رهبران ایران از نعمت الهی خویش دست برداشته و جام ذهر معروف را نوش جان کنند.

و اما در داخل کشور چه می گذشت که جنگ را نعمت و عطیه الهی می خواندند :

1 ) ادارات و نهادها به بهانه ی جنگ از وجود کسانی که غیر خودی خوانده می شدند پاکسازی شد .

2 ) افراد برای ورود به دانشگاه و ادارات دولتی باید مراحل گزینش را که تازه ابداع شده بود می گذراندند .

3 ) فضای سانسور بر رسانه های کشور حاکم شد و عدم اطلاع ازدنیای خارج مردم را به اخبار عمدتا دروغ رژیم عادت داد .

4 ) به بهانه جنگ ، معترضین به شدت سرکوب شده و مخالفان در دادگاه های یک دقیقه یی به اعدام محکوم شدند .( در سال 67 هزاران تن به جوخه های اعدام سپرده شدند که بعضی از آنها14 ، 15 یا 16 سال بیشتر نداشتند )

5 ) مشکلات اقتصادی ناشی از لجبازی و عدم لیاقت مدیران به گردن جنگ و دولتهای بیگانه افتاد .

6 ) بسیاری از افراد و گروه هایی که با انقلاب همراه بودند از صحنه حذف شدند تا حکومت یکدست شود و شعار " حذب فقط حذب الله ... رهبر فقط روح الله ".

7 ) جوانانی که به دنبال کار و تحصیل رایگان و رفاه بودند به بهانه حفاظت از استقلال کشور در جبهه ها سلاخی شدند .

8 ) شعار آب مجانی ، برق مجانی و پول نفت سرسفره به فراموشی سپرده شد و بعدها هم به بهانه ی بازسازی کاملا محو گشت .

9 ) فشارهای اجتماعی مانند اجبار حجاب تا جایی تشدید شد که مردان هم با لباس آستین کوتاه یا کفش ورزشی اجازه ی ورود به اماکن عمومی را نداشتند .

10 ) در پوشش خرید و قاچاق اسلحه ، ترور و کمک به گروههای تروریستی با شعار صدور انقلاب اسلامی به همه ی کشورهای جهان مجاز شد .

و . . .

اکنون پس از غریب به بیست و چند سال تعجب برانگیز نیست که رهبران رژیم ، شعار محو اسرائیل و از بین بردن آمریکا سر دهند و کمکهای میلیاردی شان به سوی گروه های تروریستی روان شود و داشتن انرژی هسته یی را در پی آزمایشات متعدد موشکی حق مسلم خود بدانند و پس از سانسور شدید رسانه ها و جمع آوری دیشهای ماهواره یی مخالفین و معترضین را به شدت سرکوب کنند . شاید با توجه به اوضاع درونی کشور دیگر وقت آن رسیده است که باز هم از نعمات و رحمتهای پنهان الهی بهره مند شویم ! ولی اینبار جام زهر در پی کدام حادثه ی سخت نوشیده خواهد شد ؟ شاید حمله ی اتمی به تهران . بیشتر بیاندیشیم !

بیشتر بیاندیشیم !

+ نوشته شده توسط cont در سه شنبه هفتم شهریور 1385 و ساعت 13:14 |

 

بالاخره فرصت به پایان رسید و جمهوری اسلامی پاسخ مخلوط خود را مبنی برهم بله وهم خیر در حالی به سفرای کشورهای پنج بعلاوه یک ارائه کرد که همچنان بر طبل محو کردن و نابودی این و آن می کوبد . هنوز رزمایش وسیع ذوالفقار در شانزده استان ادامه دارد و هر روز موشکها و جنگ افزارهای بیشتری مورد آزمایش قرار می گیرد ، همچنان روند جمع آوری دیشهای ماهواره یی ادامه دارد و هنوزانسانهای بی گناهی که به اتهام ابراز عقیده یا مطالبه ی حقشان مورد نفرت مسئولان این رژیم قرار گرفته اند در زندانهایی به مراتب وحشتناک تر از ابوغریب و گوانتانامو شکنجه می شوند .

آری فرصت به پایان رسید و جمهوری اسلامی پا سخ داد ؛ پاسخی که در آن سئولاتی طرح شده است و احتملا در جواب غربیان هم باز سئوالاتی خواهند داشت . این روند پرسش و پاسخ از سوی ایران و طرفهای مذاکره اش بیشتر به نوعی حال و احوال پرسی شبیه شده که معلوم نیست تا کی به طول خواهد انجامید و چقدر وقت برای ایران خواهد خرید ( همانطور که می دانید حکومت هر روز اعلام می کند به فن آوری تازه یی در زمینه ی مسائل هسته یی دست یافته و بعید نیست در فرصتی که اروپاییان مشغول بررسی جوابها یا سئولات جدید ایران هستند ، آقای احمدی نژاد روزی بر صفحه ی تلوزیون ظاهر شده و مژده دسترسی به بمب اتمی را به یرانیان بدهد - بمب نترونی ولایت ).

ولی در صورتی که اینبار اروپاییان مجال و قت کشی به ایران ندهند و تحریم ها را در شورای امنیت با همکاری آمریکا به تصویب برسانند هرچند فرصت کمتری در اختیار رژیم برای گسترش توانایی هایش باقی خواهد ماند ولی باز هم فشار ناشی از تحریم ها را مرد ایران تحمل خواهند کرد ؛ مردم ثروتنمدی که هر روز بیشتر در ژرفای فقر غرق می شوند و ناگزیر ازاطاعت زندانبانان نحیف تر و مستضعف تر خواهند شد .

آنانی که گمان می کنند در برآوردن نیازهای اساسی به خودکفایی رسیده ییم آیا می دانند که همچنان 70% بنزین مصرفی کشور وارداتی است و در صورت تحریم ، نبودن سوخت بر قیمت همه ی اجناس تاثیر می گذارد ؟ آری گندم کشور را پارسال خودمان تامین کردیم ولی برای تبدیل آن به نان باید مراحل وابستگی را از ماشین آلات حمل ، سوله های نگهداری ، آسیابهای صنعتی و ... طی کرد وگرنه گندم فرآوری نشده را آنهم در حالی که بر خوشه آویزان است هیچ انسانی نمی تواند میل کند . تازه این در حالی ست که گمان کنیم انسانها فقط نان می خورند و هیچ نیاز دیگری ندارند .

همین گندمی که برای خودکفایی در تولیدش بعد از 27 سال جشن گرفتیم و پای کوبیدیم اگر حق الزحمه زارع و کارگرش به موقع نرسد سال آینده باز هم در سبد کالاهای وارداتی قرار خواهد گرفت .

کشوری که از تامین ، تعمیر و نگهداری برق و تجهیزات مربوط به آن در پایتختش عاجز است و در یکی از گرم ترین روزهای تابستان مردمش را درسکوت و تاریکی فرو می برد ؛ حکومتی که با در اختیار داشتن منابع عظیم زیر زمینی هنوز نتوانسته خرابی های ناشی از جنگ را باز سازی کند و برای خدمات شهری کاسه گدایی به سوی مردم فقیر خود دراز می کند ، حکومتی قادر به ریشه کن کردن فساد و تبعیض رشوه و پارتی بازی نیست و خود به آن دامن می زند ، حکومتی که نام خود را جمهوری گذاشته ولی درس از جمهوری بعث عراق یا کره ی شمالی می گیرد ، حکومتی که سران مملکتش را سران مملکت تعیین می کنند ، حکومتی که بر آتش کشتارهای فرقه یی و کشوری در منطقه و جهان می دمد و با پول به ناحق غصب شده ی مردمش به فربه تر شدن گروه های تروریستی کمک می کند چگون می خواهد پرچمدار استفاده از تکنولوژی فوق پیشرفته ی هسته یی آن هم از نوع صلح آمیز باشد . آقای احمدی نژاد که در پی نابودی ملل و کشورها ست شاید با انرژی صلح آمیز می خواهد به جنگ برود همانطور که با اسلام هفتادمیلیون نفر را به گروگان گرفته اند .

آری ! ما گندم داریم ولی گندمی که باد پایین خوشه ها می ریزدشان و توان استحصال آن و تامین نان صاحبان اصلی ثروت کشور مان را نداریم .

بیشتر بیاندیشیم !

+ نوشته شده توسط cont در چهارشنبه یکم شهریور 1385 و ساعت 19:24 |

به کجا می رویم ؟ بیشتر بیاندیشیم !

چند روزی ست که با قبول کردن معاهده ی 1701 شورای امنیت سازمان ملل متحد از سوی کشورهای اسرائیل و لبنان جنگی که غریب به سی وسه روزکشتار و ویرانی را به دنبال داشت تقریبا خاتمه یافته است ؛ هرچند دو طرف متخاصم کاملا به مفاد این آتش بست پایبند نبوده اند و حاشا کردن های سید حسن با ادامه ی محاصره ی دریایی و هوایی لبنان از سوی اسرائیل همراه شده ، با این حال می توان به روند استقرار نیروهای پاسدار صلح در منطقه جنوب رودخانه ی لیتانی امیدوار بود و در صورتی که اجماع جهانی بتواند گوش حزب الله را برای خلع صلاح بتاباند می تواند بیشتر هم امید داشت تا شاید دست حکومت جمهوری اسلامی ایران از دخالت در امور خصوصی لبنان و بر هم زدن صلح و امنیت در این کشور کوتاه شود . در حالی که سوریه و ایران ضمن ابراز صمیمیت با مردم و دولت لبنان خود را در پیروزی بدست نیامده در این کشور سهیم می دانند ؛ چندی قبل یکی از اعضای کابینه لبنان با لحن تندی نسبت بشار اسد و دوستان ایرانی تروریسم گفت : بابا شما که هی واسه ی اسرائیل و آمریکا خط و نشون می کشید و خود را پرچم دار مبارزه با صهیونیسم می دانید بفرما " بسم الله " سوریه که بلندیهای جولانش هنوز در اشغال اسرائیل است و مرز مشترک هم دارد بزن ببینم چه جوریه !؟ ایران هم که موشکهای شهاب 2 و3 اش به تلاویو می رسد چرا بیروت رو ویران نمی کنید ؟تهران که خونش رنگین تر از بیروت نیست ، جون عمه هاتون دیگه دست از سر این لبنان بخت برگشته بردارید . سخنان نغز و پر مفهوم این سیاستمدار لبنانی مصادف شد با سخنرانی احمد خاتمی که می گفت : موشک داریم چه موشکی ....می زنیمش یواشکی .

در واقع در این اوضاع و احوالی که آمریکا و دیگر متحدانش بر عدم تصمیم در خصوص واکنش نظامی علیه ایران اصرار می کنند ، دولت مردان ایران با انجام سیاستهای تحریک آمیز مانند لغو معافیتهای سربازی ، جمع آوری آنتن های ماهواره یی ، انجام مانورهای چند هفته یی که در شانزده استان کشور قرار است برگزار شوند ، اعلام آماده باش به نیروهای مسلح ، آزمایشات جدید موشکی ، تهیه کوپن های ارزاق عمومی مخصوص دوره ی اضطرار، واردات بنزین مخصوص هواپیماهای جنگی و ادامه ی تهدید این و آن به محو و نابودی سعی می کنند این کشورها را به سوی واکنش نظامی سوق دهند هرچند که خودشان مایل به حمله و درگیری نظامی با ایران نباشند .

در متن گذشته به موضوع جنگ احتمالی ایران و عواقب احتمالی آن اشارتی کوتاه داشتم ولی آنچه که امرور نقل محافل خبری جهان بود کمک سخاوتمندانه آقای احمدی نژاد به یار دوران کودکی در خرابه های پشت مدرسه اش سید حسن نصر الله برای باز سازی ساختار فروریخته حزب الله است که بنا به اعلام خود آقایان چیزی بیش از هفتصد میلیارد دلار می باشد و این پولی است که نقدا از حساب ذخیره ی ارزی کشور برداشت شده و برای دوستان تروریست در لبنان ارسال گشته است . از آنجایی که مردم ایران بسیار ثروتمند می باشند با یک حساب سر انگشتی می توان فهمید که هر کدام از ما جمعیت هفتاد میلیون نفری ایران نا خواسته ولی به اجبار حدودا 10000 دلار به بازسازی این نهاد تروریستی کمک کرده ایم . یعنی سهمی که هر کدام از ما ایرانیان برای لبنان فرستاده ییم معادل ده هزار دلار می باشد و حدود هشت میلیون تومان به ازای هر نفر ایرانی .( چه ملت ثروتمند و با سخاوتی ، بابا دممون گرم ) جای آن دارد که بسیاری از ما ایرانیان بر خود ببالیم و برای غیرت و شرف و دانایی و فهم وشعور خود اسفند دود کنیم زیرا که این پول نه از جیب ایرانیان که از گلوی بیچارگانی دزدیده شده که از فرط نداری گاهی به فروش دخترانشان به شیخ نشینان عرب یا اعضای بدنشان یا ... روی می آورند .

در حکومتی که نام مقدس اسلام را به آن چسبانده اند و در حالی که ثروتهای خدا دادی ما را هر روز بر سر سفره های خود و دوستانشان می کشند ، آرش و کوروش و کاوه کجایند ؟ کجایند مردان و زنان خردمندی که درک کنند چه به روزمان می آید و ما همچنان شادیم که هستیم ؟ کجایند آنان که بدانند بدور از هر عقیده یی و نژادی و تنها به حکم ایرانی بودن باید در سایه ی یک پرچم با حکومت جور و جهل و خیانت جنگید و پیکر نحیف و تضعیف شده ایران را از زیر چنگال این کفتاران بیرون کشید ؟

آنان که شیران ایران را به قفس افکنده اند و ایشان رابرای دریدن یکدیگر تحریک می کنند و بر این نزاع برادر کشی دست می زنند و پایکوبی می کنند و از دیدن خون فرزندان ایران مست می گردند .

دختران و پسران ایران ! بیشتر بیاندیشیم ، ایران اکنون نیازمند یاری فرزندانش است ، فردا برای سوگواری هم مجالمان نمی دهند .

+ نوشته شده توسط cont در یکشنبه بیست و نهم مرداد 1385 و ساعت 0:18 |

تا پایان فرصت شورای امنیت به ایران برای اعلام پاسخ به بسته پیشنهادی کشورهای اروپایی زمان چندانی باقی نمانده است و پس از پایان این فرصت اگراز سوی ایران پاسخی ارائه نشود و یا این جواب منفی باشد ، آنوقت شورای امنیت سازمان ملل متحد تصویب تحریم های مختلف و شاید فشارهای سخت تری را علیه ایران ( البته مردم ایران که در گوشه و کنار کشور از فرط چاقی در حال انفجاراند ) در دستور کار قرار خواهد داد .

 ( تلاویو تلاویو ما داریم می آییم )

درست در زمانی که بر اساس اصول دیپلماسی باید بیشتر به رفع تنش و از بین بردن ابهامات و قدم برداشتن در راه صلح و صفا پرداخت ، آقای احمد خاتمی ( امام جمعه موقت تهران ) در سخنرانی خود بدون هیچ دلیلی اسرائیل را به حمله موشکی تهدید می کند ( که اگر مردم اسرائیل از خدا بی خبر یهو با صدای انفجار از خواب پریدند در جریان باشند که لاستیک ماشینشون منفجر نشده ... کلا با خیال راحت بخوابند ! ) و ستاد نیروهای مسلح خبر از لغو کلیه معافی ها حتی معافیت های پزشکی می دهد و ارتش بی سابقه ترین مانور و رزمایش خود از نظر وسعت و حجم نیروها و تجهیزات شرکت کننده در طول تاریخ حکومت را سازماندهی می کند .

جمع آوری ماهواره ها برای در دست نبودن اخبار صحیح در حالی انجام می گیرد که حاج صادق آهنگران به همراه گروهی ازیاران خواننده اش کم کم دوباره در مجامع و بر روی صفحات سیما ظاهر شده و از شور انقلابی و عرق ملی ترانه می خوانند . واردات عجیب و غریب کالاهایی خاص از جمله بنزین در حالی که قرار بود جیره بندی شوند ، به این احتمال دامن می زند که ایران باز هم در آستانه ی جنگی خانمان سوزقرار می گیرد ( البته منظورم همون برکت و عطیه الهی ست که امام ره ازش اسم برده بودند ).

حال باید سئوال کنیم که اگر جنگی مجدد در ایران آغاز شود ضربات این بلای خانمانسوز یقه ی لباس چه کسی را جز این مردم نحیف و نجیب خواهد گرفت ؟؟؟ اگر بمبها و موشکهای دول متحد بخواهند روی سر ما تمرین شیرجه کنند تکلیف اون بیچاره هایی که یادشون رفته برای روز مبادا پناهگاه درست کنند چیست ؟ حالا بگذریم که به خاطر کمبود مایحتاج ضروری احتمالا باید نهار جک و جانور تناول کنیم و در ضمن کوچه ها و خانه هایمان سایت پرتاب موشک به سوی اسرائیل خواهد شد تازه حرف زدن ممنوع هم خواهیم شد چون خیانت محسوب می شود ! به نظر می رسد اینبار شعار " جنگ جنگ تا پیروزی " به " جنگ جنگ تا محو اسرائیل " تبدیل شده . با توجه به پیروزی ارزشمند و قاطع حزب الله که این همه کشته و ویرانی و خرج برای ملت ایران و لبنان داشته ، تکلیف جنگ ایران که از حالا معلوم و مشخص است .

اگر ما نخواهیم به چنان پیروزی عظیمی که حزب الله برای لبنان و مردمش به ارمغان آورد برسیم و اگر نخواهیم به بهای مطرح شدن در شبکه های المنار و الجزیره هست و نیستمان را از دست بدهیم ، باید به چه کسی مراجعه کنیم ؟ یکی نیست بگه بابا می خواهید آدم بکشید و جنگ راه بیاندازید توی همون کشورهایی که به ایشان کمکهای میلیاردی ( دلار ) انجام می دهید این کارها را بکنید ؛ من که برای خودم نمی گم که ! می خواهم پولمون رو برای اون کشورها حلال کنم که اگر می خورند و می میرند اون دنیا لا اقل خیالشون راحت باشه که سر پل صراط کسی گریبانشان را نمی گیرد .

خلاصه اینکه اگر آقا سید علی آقا و جناب رئیس جمهور فهمیده ، خوشگل و خوش تیپمون همچنان بر طبل محو این و آن بکوبند و آقایان جنتی و حداد عادل و خاتمی و ... بخواهند موشکهای مونتاژی را به رخ آمریکا و اسرائیل بکشند و از سوی دیگر آقای شاهرودی و مرتضوی در زندان دستور اعتصاب غذای اجباری و خودکشوندگی و غیره بدهند ، آقازاده ها بخصوص نزدیکان باهنر و نیازی و ... پول مملکت را ملک و شرکت و سرمایه ی خصوصی کنند ، رسانه ها و روزنامه های فرهیخته ( فه ریخته ) هم که قربونشون برم ایثار گرانه در راه رسالت خویش جانفشانی می کنند و حتی اگر دوستان پاسدار دختران آریایی را برای حراج به کشور های عربی صادر کنند و ... ، اصلا مهم نیست ( زیر سبیلی می شه ردشون کرد ) ولی اگر همچنان به جمع آوری دیشهای ماهواره ادامه دهند من یکی که آرام نخواهم نشست و درفش کاویانی برخواهم کشید .( البته هنوز دارم دنبالش می گرد م ) .

 

+ نوشته شده توسط cont در چهارشنبه بیست و پنجم مرداد 1385 و ساعت 22:10 |

گوینده اخبار ساعت چهارده ( آقای بابان ): فرخنده باد پیروزی رزمندگان حزب الله بعد از سی و سه روز مقاومت و مجاهدت بر ارتش سراپا مسلح رژیم اشغالگر قدس . ارتش فرسوده و شکست خورده رژیم اشغالگر پس از وارد آمدن خصارات و تلفات غیر قابل شمارش بر پیکره ی آن و بعد از غریب به یک ماه و اندی مجبور به عقب نشینی از مواضع خود شده و از بامداد امروز توان آتش باری روی مواضع رزمندگان مقاومت را از دست داده است . مردم صبور لبنان در حالی که سر از پا نمی شناسند با حمل تصاویر سید حسن نصرالله و پرچم های لبنان و حزب الله در کوچه و خیابان به پایکوبی مشغولند. . .

از زمانی که حاج عزت ضرغامی به ریاست صدا و سیمای جمهوری اسلامی منصوب شده اند تغییراتی اساسی و زیربنایی در این نهاد ایجاد کرده اند که یکی از آنها رفع یکنواختی و خشک بودن خبرهای صدا و سیما ست . به این منظور برای فرح بخش کردن خبرهای منتشره از این نهاد سعی شده است تا حد زیادی متون طنز و فکاهی به خبرها اضافه شود . در این راه از متخصصان طنزپردازی کشور که به عنوان خبرنگار به لبنان و دیگر کشورها اعزام می شوند بهره می گیرند .

جا دارد به این وسیله از طرف مردم فهیم ایران و ملت شهید پرور لبنان برای این همه ذوق و سلیقه که در صدا و سیما به خرج داده می شود از مسئولین این ارگان تشکر کنیم !!! واقعا پولهای میلیونی که به کارکنان این نهاد خدمت گذار پرداخت می شود حلالشان . امید واریم که همواره در جهت خنداندن ملت ایران کوشا باشند !

نکته :

از جمعت چهار میلیونی لبنان بیش از یک میلیون و پانصدهزار نفرآن آواره شده اند .

در لبنان نزدیک به هزار نفرکشته و هزاران تن مجروح شدند .

کلیه تاسیسات مربوط به برق و انرژی در جنوب لبنان از بین رفته است .

راه های ترانزیتی به کل نابود شده است .

بیش از هشتاد درصد پلهای این کشورتخریب شده .

گمرکات ، فرودگاه ها و اسکله های این کشور غیر قابل استفاده است .

تاسیسات زیر بنایی در بیروت وجنوب لبنان به کل از بین رفته و مردم برای یافتن آب آشامیدنی هم با مشکل روبرو هستند .

تفریح گاه ها و مناطق دیدنی که روزگاری منبع جذب توریست این کشور بود اگر منهدم نشده باشند اکنون نیمه مخروبه اند .

مزارع کشاورزی و باغات با محصولاتشان در آتش سوخته و از بین رفته اند .

خسارات زیست محیطی که بر اثر نشت نفت و ضایعات نفتی به دریا ایجاد شده است سالها ماندگار خواهد بود .

تاسیسات اجتماعی و شهری بخصوص در بیروت ، بعلبک ، صور و صیدا خسارات کلی دیده یا نابود شده اند .

علاوه بر به هم خوردن فستیوالها و جشنهای تابستانی ؛ طبق پیشبینی ها لبنان فقط در امسال درآمد حاصل از سفر بیش از پنج میلیون جهانگرد را ازدست داد .

بسیاری از نیروهای حزب الله و حتی اعضای ارشد این گروه اسیر شده اند .

ارتش شکست خورده اسراییل فاصله بین رودخانه ی لیتانی تا مرزهای جنوبی لبنان را در اختیار دارد ( خط آبی ) تا زمانی که به کلاه آبی ها تحویل دهد .

همچنان هواپیماهای جنگنده اسراییل بر فراز لبنان کلیه رفت آمدها را زیر نظر دارند .

 

فوءاد سینیورا در پیام تبریکش به سید حسن گفته تنها سلاح های موجود در لبنان در اختیار ارتش این کشور خواهد بود ( یعنی خداحافظ حسن جان ).

بطور خلاصه در فاصله یی که آقای حسن نصر الله در سفارت امن جمهوری اسلامی آب پرتقال میل می کردند و شعار" نحن منتصرون " سر می دادند ، کشور لبنان نابود شد و مردمش کشته ، زخمی و یا آواره شدند تا مقامات جمهوری ولایت فقیه بتوانند این پیروزی را به ملت ایران و لبنان تبریک گفته و عزای این قربانیان بی خبر از همه جا را به پایکوبی و شادی تشبیه کنند .

تبریک ما را هم بپذیرید

+ نوشته شده توسط cont در دوشنبه بیست و سوم مرداد 1385 و ساعت 18:2 |
از این حالتهای خانم رایس تعجب نکنید ... بیچاره تا حالا توی ایران نبوده که حاش رو ببره ! آخرین خبر در مورد حقوق بشر در ایران مخ مجسمه رو هم می ترکونه ُ رایس که جای خود داره ! ! !

متن زیر برگرفته از سایت صدای آمریکا ست

دفاع از حقوق بشر در تهران غير قانونی اعلام شد.

وزارت کشور ايران اعلام کرده است، هر کس در اين مرکز به فعاليت ادامه دهد تحت بازداشت قرار خواهد گرفت.

مرکز دفاع از حقوق بشر در سال ۲۰۰۲ توسط شيرين عبادي، برنده جايزه صلح نوبل، عبدالفتّاح سلطاني، و برخی ديگر از ايرانيان طرفدار حقوق بشر در تهران بنا نهاده شد.

از جمله خدمات اين نهاد، تأمين مشاوره حقوقی رايگان برای صدها تن از دگرانديشان ايرانی که به خاطر مبارزه در راه احقاق حقوق اساسی خود در مظانّ جرايم جنايی قرار داشته اند، و نيز تأمين حمايت و پشتيبانی مادی و معنوی برای خانوادهای زندانيان سياسی بوده است. گروه دفاع از حقوق بشر به اکبر گنجي، روزنامه نگار و فعال مدافع دموکراسی که در ماه مارس گذشته از زندان آزاد شد نيز، کمک کرده است.

آقای گنجی به اتهام چاپ مقالاتی در ارتباط با دست داشتن مقامات ارشد حکومت ايران در مجموعه ای از قتلهای سالهای دهه ۱۹۹۰ به مدت شش سال در زندان رژيم اسلامی بود.

اين نهاد نمايندگی خانواده زهرا کاظمي، عکاس روزنامه نگار کانادايی ايرانی تبار را که در سال۲۰۰۳ در اثر ضرب و شتم در زندان اوين جان خود را از دست داد نيز بر عهده گرفت و اخيراً خواستار انجام تحقيقاتی مستقل پيرامون مرگ اکبر محمدي، رهبر مبارزات دانشجويی شده است.

اکبر محمدی در روز ۳۱ ام ماه ژوئيه گذشته به طرز مشکوکی در زندان اوين در گذشت. عبدالفتاح سلطاني، يکی از بنيانگذاران مرکز دفاع از حقوق بشر در ماه ژوئيه سال ۲۰۰۵ بازداشت شد.

وی اخيراً گويا به اتهام افشا اطلاعات محرمانه مربوط به يکی از پرونده هايش و نيز  به اصطلاح "تبليغ عليه رژيم جمهوری اسلامي" به پنج سال زندان محکوم شده است.

آقای سلطانی پس از محکوميت گفت، " هيچ وکيلي، دفاع از يک پرونده سياسی را که مشحون از چنين اتهاماتی از سوی رژيم جمهوری اسلامی است، بر عهده نخواهد گرفت.

 

+ نوشته شده توسط cont در دوشنبه بیست و سوم مرداد 1385 و ساعت 12:46 |

احمدی نژاد : ما از تروریسم حمایت نمی کنیم  . !!!

البته تروریسم از شما حمایت می کند

+ نوشته شده توسط cont در یکشنبه بیست و دوم مرداد 1385 و ساعت 11:4 |

در مکاتبات قبلی هم حضورتان عرض کرده بودم که جمهوری اسلامی با تجهیز گروه های مختلف تروریستی و در حالی که از حزب الله قطع امید کرده است سعی دارد نا امنی حاصل از عملیات مختلف ترور و بمب گذاری را مانع پیشرفت قطعنامه و بررسی های سازمان ملل پیرامون مسائل هسته یی و حقوق بشر خودش قرار دهد .

اگر در انگلیس اکنون همه به دست و پا افتاده اند تا از وقوع چنین حوادثی جلوگیری کنند در دیگر کشورها نیز کم کم ندای مبارزه با حملات احتمالی بر خواهد خواست . و این ترس و دلهره با چند انفجار انتحاری احتمالا تشدید خواهد خواهد شد . اکنون که جمهوری اسلامی در برابر تمام جهان قرار گرفته و نیرنگهای نظامی و تبلیغاتی اش در عراق ، افغانستان و لبنان نتوانسته امید ماندگاری را در آینده ی ایران برایش به ارمغان آورد ؛ سعی خواهد کرد با به هم ریختن تعادل و نظم در جامعه ی جهانی از آب گل آلود ماهی قزل آلا صید کند .

به خاطر داشته باشید که جمهوری اسلامی یک حکومت است با منابع مالی و تسلیحاتی فراوان و نامحدود همچنین قدرت رسانه یی که افکار توده ی ملتها را می تواند با خود همراه کند . در رابطه با توانایی ، اصلا با گروه هایی مانند القائده یا سپاه بدر قابل قیاس نیست و هرگز از فدا کردن منافع مالی و جانی مردمش برای رسیدن به اهدافش نخواهد گذشت .

با جنگ رسانه یی که طی نبرد اسراییل با حزب الله به راه انداخت مطمئن شد که هنوز قدرت آن را دارد که گروهی از توده های مردم را در کشورهای مختلف از جمله عراق ، ایران ، پاکستان ، اندونزی و ... برای مبارزه با آنانی که دشمنان خدا و اسلام خواهد خواند به میدان بیاورد . حال این پرسش مطرح خواهد شد که در صورت وقوع حملاتی مانند آنچه که در یازده سپتامبررخ داد ، واکنش جامعه جهانی در مقابل ایران چه خوهد بود ؟ هرچه باشد گمان نمی کنم که به سود ایران و ایرانیان تمام شود .

یادآوری می کنم که آماده سازی اذهان عمومی از همین الآن در شبکه ها و رسانه های ایران آغاز شده و روانشناسان حکومت روی حس ناسیونالیستی و اسلام خواهی ملت کار می کنند . این موضوع که دولت ایالات متحده خود باعث ویرانی برجهای دوقلو و مرگ عده ی بسیاری از شهروندانش شده است ؛ همچنین کشتار مردم لبنان و فلسطین یا نا آرامی هایی که در عراق هرگز پایان نخواهند داشت با خبرهایی از توانایی نظامی حزب الله و رونق اقتصاد و بهبود رفاه مردم ایران مخلوط شده و با چاشنی سخنان گهربار مقام عظمای ولایت همچون دارویی خوش خور به کام ملتی ریخته می شود که ضعفش از گرسنگی ست نه از بیماری بی دینی یا خیانت مظفر الدین شاه و یا کمبود چاه ارتباط با امام زمان .

بیشتر بیاندیشیم

+ نوشته شده توسط cont در پنجشنبه نوزدهم مرداد 1385 و ساعت 16:1 |

متن اعلامیه دفترمقام عظمای ولایت :

بسمه تعالی

از آنجایی که شورای امنیبت سازمان ملل متحد برای تصویب قطعنامه یی که حزب الله لبنان را وادار به خلع سلاح می کند به اجماع کلی نزدیک می شود و با توجه به تصویب قطعنامه های مختلف علیه رژیم سید علی آقا همچنین موج فزاینده مخالفتهای مردم ایران که صد البته به آمریکا یا انگلیس یا اتیوپی یا بنگلادش یا مالدیو یا ... وابسته اند و از سر شکم پری است که شعار آزادی و رفاه سر می دهند ، بعید به نظر نمی رسد که تا چند روز آینده حضرت آقا هم به پیروی از آن پیر فرزانه ( حضرت www. reh )اقدام به نوشیدن جام زهر نموده و یا بر اثر صدمات روحی ناشی از فوت مرحوم اکبر محمدی که حضرت آقا ارادت خاصی نسبت به او و تفکرات او داشته اند ؛ در بستر بیماری قلبی و در ادامه ی راه احمد خمینی دعوت حق را لبیک گفته و به سوی آغوش گرم عزرائیل پر کشند .

لزا بر خود واجب و لازم دیدیم که رحلت این منبع جود و سخا و مرکز رحمت و معرفت را پیشاپیش به عموم ملت همیشه درصحنه بخصوص بستگان و وابستگان و برادران قدرتمند گروه فشار تسلیت عرض نموده برای ایشان از درگاه حق آنچه که خود می داند و برای پس ماندگان رجعت به سوی ولی امرشان را مصئلت کنیم .

قبلا به اطلاع می رسانیم که درخصوص این سفررعایت نکات ایمنی زیرضروری ست :

1- در باره ی کسی که جام زهر حضرت سید علی آقا را آماده می کند برادران وزارت اطلاعات تحقیقات کامل را به عمل آورند تا احتمالا از عناصر وابسته و معلوم الحال نباشد .همچنین پودر تنظیف ( واجبی ) همراه داشته باشد تا در صورت لزوم بتواند میل کند .

2 - توسط علمای عظام از حلال و پاکیزه بودن زهر اطمینان حاصل شود تا در آن دنیا روح پر فتوه ایشان دچار عذاب و نارحتی نباشد .

3 - در آزمایشگاه های مجهز وزارت بهداشت سالم بودن زهر تایید شود و حتی المقدور از زهری استفاده شود که تاریخ انقضای آن نگذشته باشد .

4 - در صورت وارداتی بودن زهر یا مواد تشکیل دهنده ی آن وزارت بازرگانی اطمینان حاصل کند که از دول غربی بخصوص آمریکا و اسراییل وارد نشده باشند ( در صورت بروز چنین اشتباهی شعار " آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند " خدای ناکرده دچار خدشه خواهد خواهد شد ) .

5 - مسئولین دانای وزارت آموزش و پرورش قبلا این اطمینان را بدهند که تصاویر مربوط به زمان رجعت و جان کندن حضرت آقا در صفحات متعدد کتب درسی کودکان چاپ خواهد شد تا باعث بالندگی و شکوفایی فردای فرزندان این مزر بوم باشد .

6 - وزارت راه و ترابری و شهرداری تهران و دیگر شهر های کشور طی بیانیه مشترکی همچنان از خراب بودن وضعیت حمل و نقل در راه های شهری و بین شهری مردم و مسئولان را مطلع نمایند تا در صورت پشیمانی آن گرانمایه ، هیچ آمبولانسی نتواند خود را به موقع به بیت مقام عظما برساند .

7 - وزارت فن آوری ارتباطات از مسدود بودن تلفن های ثابت و خارج از سرویس بودن تلفن های سیار مانند سالها و روزگاران گذشته اطمینان حاصل کند تا صدای فریادهای احتمالی " کمک کمک " ولی امر مسلمین در آخرین لحظات ، خواب یا مناجات نیمه شب امت اسلام را پریشان نکند .

8 - عزیزان وزارت دفاع از چند روز قبل در آماده باش کامل باشند تا بلافاصله پس از اعلام رجعت تاریخی حضرت آقا به خیابانها ریخته و پس از اعلام و ضعیت فوق العاده یا حکومت نظامی فرصت ابراز وجود را از جمعیت اندک شصت هفتاد میلیونی ایران که احتمالان سر سپرده ی غرب می باشند صلب کنند ( الویت با برادران جان بر کف سپاهی ست که همواره برای سرکوب عناصر وابسته و خائن پیشگام بوده اند ؛ در این کار می توان از برادران دربه در و بی خانمان شده حزب الله هم کمک گرفت ) .

9 - وزارت فخیمه علوم و تحقیقات با همکاری وزرات عدل گستر دادگستری از قلع و قم کلیه دانشجویان فرهیخته همچنین زندانی و تحت شکنجه بودن این افراد متحیر العقول اطمینان حاصل کند و در صورت کمبود جا درسلول ها و دخمه ها برای اعتصاب غذا ویا سکته ایشان در زیر دوش حمام زمینه فراهم شود . نظارت شخص آیت الله شاهرودی و قاضی مرتضوی ضروری ست .

10 - جناب آقای احمدی نژاد رئیس جمهور خوش تیپ ، باسیاست و محبوب کشور تا آن زمان هر چه زودتر اسراییل غاصب را از نقشه جهان پاک نمایند تا در این چند صباح باقی مانده حضرت آقا با چشم خویش شاهد این معجزه ی گرمساری باشند .( احتمالا در آن دنیا سر ایشان آنقدر به حساب و کتاب گرم است که فرصت دیدن شبکه خبر را نخواهند داشت ) .در این خصوص به نمایندگان مجلس توصیه می شود برای تسریع در پاک سازی اسراییل با بودجه ی ماهی صد وپنجاه میلیون دلارجهت خرید مدادپاک کن حزب الله هرچه زودتر موافقت کنند .

11 - جناب آقایان احمد جنتی ؛ مصباح یزدی ؛ طباطبایی و وزرای کابینه ی احمدی نژاد ضمن خواب دیدن امام زمان همه روزه برسر چاهی که در آن نامه می اندازند حاضر شده وچگونگی ادامه راه انقلاب را در خواب یا از چاه جویا شوند .

نکته : بر عموم ملت همیشه در صحنه است که ضمن راهپیمایی روز قدس و بیروت و بغداد و کابل و ... همچنین اعلام انزجار از آمریکا و اسراییل جنایت کارچشم خود را همواره بر روی حقایق ببندند وتنها به حقایقی بیاندیشند که به آنها گفته می شود . از آنجایی که با توافق به عمل آمده با آقای لاریجانی و سپس ضرغامی سالهاست که در رسانه های کشور حقیقتی گفته نمی شود ،لذا نیازی به تفکرو اصراف فسفر مغزکه باعث خستگی مفرط امت شهید پرور خواهد شد ، نمی باشد .

در پایان توصیه می شود ضمن بررسی موارد فوق اگر پیشنهادی به نظرتان می رسد بیان کنید تا به بندهای بالا افزوده شود .

 

از درگاه خداوند تعجیل در وقوع اتفاق فوق را مسئلت دارم

روح الله الموسوی الایرانی ( cont )

چهاردهم مرداد سال یکهزار و سیصد و هشتاد و پنج

+ نوشته شده توسط cont در یکشنبه پانزدهم مرداد 1385 و ساعت 15:26 |

این گفتار بر گرفته از سایت : ایران رسیست می باشد !

در استدلال های شما چرا شما زير هر وضعيتی نمی توانيد با حمله نظامی آمريکا برعليه ايران موافقت کنيد و می گوئيد اين کار ايرانيان را برعليه آمريکا تحريک می کند

آری، همينطور است، آنها بهترين دوستان طبيعی شما هستند. آنچه آنها می بينند، برخلاف کمکی است که به ما ميخواهند بکنند – برای اينکه ما بهترين اسلحه شما بر عليه رژيم هستيم. چرا شما می خواهي ما را دور بزنيد. و شما به منابع ما حمله می کنيد

سال گذشته، ايران محمود احمدی نژادرا که بطور غريبی مخالف آمريکا است را به رياست جمهوری انتخاب کرد او مرتبا تهديد می کند که اسرائيل را نابود خواهد کرد. او تهديد می کند ايالات متحده را. چرا کوری که می تواند چنين رئيس جمهوری انتخاب کند آنهمه مردم طرفدار آمريکا دارد؟

برای اينکه اين نژاد ايران است. ايران تنها کشوری است که مردمش طرفدار غرب هستند با دولتی که مخالف غرب است. برخلاف آنچه که کشور های ديگر منطقه هستند

چرا اين روند اتفاق افتاد؟ در سال 2000 شما يک رئيس جمهوری اصلاح طلب، خاتمی، را داشتيد که همه می گفتند پارلمان اصلاح خواهد شد. بعدی ناگهان پنج سال بعد شما شخصی را انتصاب کرده ايد که بطور بی شائبه ای مخالف غرب است. و البته او رفسنجانی را شکست داد.

بنا بر اين آنچه شما می بينيد وقوع يک اعتصاب عمومی است، مردم به خيابان ها بروند و از کار کردن خودداری کنند و درخواست سرنگونی رژيم را بکنند و بعد وجودشان حمايت شود

بطور مدام و ادامه دار

و در حاليکه ادامه دارد بعضی عناصر سپاه پاسداران بگويند "شما رفتنی هستيد"؟

و من می گويم رسانه های گروهی بطور حمله آسائی اين موضوع را حمايت کنند، آنچه که بی بی سی پيش از انقلاب کرد که در واقع اعلام کرد فردا کجا تظاهرات خواهد شد و اين يک افسانه نيست حقيقت است.

آيا شما با بعضی عناصر فرماندهی ارتباط داريد؟

مسلما، مسلما، و درواقع آنها مرتبا می گويند ما زير فشار قرار داريم و ما مجبور به اجرای نقش هستيم، ما زمان آنرا می دانيم اما نميتوانيم پيش قدم شويم. آنها در همه جا هستند. بايستی اينرا درک کنيد.

آيا شما کسی هستيد که طرح نهائی را تدارک می بيند؟ آيا شما فرمانده اين ضد حمله هستيد؟

ببنيد، تصور ميکنم ميتوانم موثر باشم و دليل اينکه تا بحال کنار ايستاده ام اين است که میخواستم هر راهی را تا آنجا که امکان دارد خسته وبی انرژی کرده باشم تا مخالفين خودشان بتوانند کنار هم بنشينند و برای يک مقصد مشترک کار کنند. در دو يا سه ماه آينده ميتوانتيم بفهميم اگر اين کار نتيجه بخش است اگر نتيجه دو سه سال تلاش بهره اساسی را خواهد داد.

دو سه ماه؟

دو سه ماه اين تابستان

آيا شما ميخواهيد يک شورای اتحادی داشته باشيد؟

آری، اميد آن است که کنگره ای يا يک اجتماعی از عموم از مخالفين، گروه ها و کسانی که زير چتر آنها قرار دارند در يک موضوع در نکاتی که همه به آن باور دارند به توافق برسند و عمل کنند. اين بهتيرن کاری است که شايد بتوانددر ميان مخالفين به نتيجه برسد. ولی من به آنها گفته ام و هم آلان به آنها ميگويم گرچه همواره در هر کاری زمانی معين شده وقتی برای آن مشخص شده باشد. و من از راهی را به خستگی کشاندم تا بعنوان کاتاليست بسياری از مردم را کنار هم قرار دهم تا بتوانند باهم کار کنند. اما به هر دليلی اين استراتژی اگر کار نکرد آنگاه من آماده خواهم بود که قدم چلو بگذارم و اقدامی که بايد آنجام دهم . اما اينکار را وقتی می کنم که ديگر کار ها به نتيجه نرسيده باشد.

بطور مشخص، شما ميخواهيد چه بکنيد، اگر بتوانيد اين چتر را از دست اين مخالفين بگيرد آيا اينها بطور متجانس خواهند توانست با اين گروه های اتميزه شده داخل ايران و اعتصاب عمومی کار کنند؟

بعد هدايت يک نيروی مقاومت بزرگ و نافرمانی مدنی برای وارد آوردن فشار بطور داخلی. در حاليکه جامعه بين المللی نقش بزرگی ايفا می کند و فشار لازم به رزيم وارد می آورد. آنجا است که من به تحريم هوشمندانه وارد می شوم. برای نمونه، چرا مردم را به دردسر بياندازيم مردم در حال حاضر از گرسنگی خون گريه می کند. چرا شما بطور نمونه در زير چتر تحريم های سازمان ملل نمی خواهيد که برای تمام مقامات رسمی رژيم ممانعت ايجاد شود؟ يا بانها ويزا داده نشود تا بکشور های ديگر وارد شوند؟ چيز هئی در اين رديف. چرا با همه اين کشور ها صحبت نمی کنيد که دارای اطلاعاتی امنيتی کافی هستند تا آن شرکت های بی پايه و اساس را و حساب های باکی آنها و رژيم را بلوکه نکنند؟

شما در واقع ميخواهيد پيام محکمی به رژيم بفرستيد، مقامات رژيم را تنبيه ويا بطور قطعی آنها را خطاب کنيد يا بطور اقتصادی زير فشارقرار دهيد بجای جنگ با ايران

اين هشداری به چين و روسيه هم خواهد بود. شما ميدانيد که روسيه و چين ممکن است اين مورد را مورد اعتراض قرار دهند و شورای امنيت را وتو کنند. چين مسلما برای اينکه به نفت ايران وابسته است و روسيه بدليل اينکه من فکر ميکنم پوتين خودش را از بتر بزرگ دور نمی بيند فکر می کند پسر بزرگی در منطقه شده است. اما آنها بسختث بتوانند با يک تحريم هوشمندانه مقاومت نشان دهند برای اينکه سرپيچی از چنين منظوری نشان خواهد داد که آنها پشتيبان جمهوری اسلامی هستند. من نميدانم که اينها می خواهند در نظر عموم چنين نمودی داشته باشند.

در حاليکه شما اينکار را می کنيد چقدر نگران امنيت خود هستيد در ايالات متحده؟

ببنيد، اين ماورای تصور است. من بخدا ايمان دارم و آنچه که بدنبال بياورد را گفتم. شما ميدانيد که چکار می توانم بکنم؟ شما نميتوانی هميشه در صدف زندگی کنی

در ايران شما، محمود عبدالله افغانی که به مسحيت رو آورده همه گونه آزادی را خواهد داشت که آنکار را بکند و دولت از او حمايت خواهد کرد در مقابل آخوند های متعصب؟

ای خدای من، اميد وارم. اميدوارم. برای اينکه ما قانون اساسی خود را بر اساس اعلاميه حقوق بشر بنيان می گذاريم و اساس حقوقی را که يک بشر بايد داشته باشد. من بسيار از اين رياکاری و دوروئی که بطور تيپيکال در منطقه ما شيوع پيدا کرده خسته شده ام. اگر به چيزی باور داری می گوئي ديگر مردم را گول نمی زنیو منظورم اين است که اين جائی است که من ايستاده ام. من 45 سال زندگی نکردم که خودم را گول بزنم . اگر من ميخواهم زندگی ام را از دست بدهم ، مهم نيست برای اين چيز ها خواهم جنگيد. وگرنه ارزشی ندارد. صادقانه بگويم ارزش ندارد. ممکن است حتی ايران را فراموش کنم و زندگی خودم را بکنم ودر اين کشور يک شهروند باشم . نه من همان حقوق را که شما در اينجا داريد داشته باشيم. آين چيزی است که من برايش می جنگم! وگرنه چرا خودم را به زحمت بياندازم؟

شما فکر ميکين که مردم ايران با شما همفکر هستند ويا تصور می کنيد بايستی آنها را به نظرات خود هدايت کنيد؟

نيازی به داشتن فن موشک ندارد که هرگاه هر موردی از اين رژيم را مورد انتقاد قرار دهيد ممکن اس به زندانی شدن و يا شکنجه شدن بيانجامد و بد تر از آن اعدام شوی. هفته گذشته شش نفر زن جسدشان در جنوب تهران پيدا شده بود زيرا بر اساس فرمان اخير احمدی نژاد- منظورم حکم دينی نيست زيرا او يک آخوند نيست- بر اساس قانون جديدچگونه لباس پوشطدن رفتار نکرده بودند. زيرا مردم در حاليکه سگ هايشان را به قلاده بسته اند زيرا سگ در اسلام بد است کشته می شوندو شما حتی نمی توانی با سگ خودت در خيابان راه بروی. تصورت را بکنيد اگر رژيم را مورد انتقاد قرار دهيد. فکر نمی کنيد مردم اين را می فهمند؟. ميفهمند

آيا شما ترجيح ميدهيد در يک انتخابات دموکراتيک مثل عراق به پادشاهی مشروطه برگريد؟

از پرسش شما قدر دانی می کنم. من ميدانم که نقش من امروز چيست و کار من امروز چيست من کاتاليزی را تشويق می کنم که با برگشت تمايل قطبی مخالف است. نقش من امروزرسمی و نهادی نيست بلکه سياسی است.تقش من اين نيست که يک رهبر سمبليک زير يک رسميت و بنيادی باشد اما رهبر ملی که برای آزادی می جنگد. نقش من امروز آزاد کننده است در مقابل آنچه نهادی و رسمی است. بنابر اين به عنوان يک شيوه مسلما ايرانيا ن هستند که بايستی درک کنند چه چيزی در آينده جايگزين می شود که من به شما توضيح دادم، دموکراسی سکولار بر اساس حقوق بشر- نهايتان برای من چه خواهد بود؟ آيا ما خواهان يک پادشاهی پارلمانی هستيم همانند آنچه در سوئد هست يا در ژاپن، هلند و يا بلژيک؟ يا ما ميخواهيم سيست جمهوری باشد همانند ايالات متحده يا فرانسه و جای ديگر؟ اين بحث بحث امروز نيست. اين موضوع بحثی است که مسئوليتش به عهده شورای قانوگذاری است که قانون جديدی تدوين خواهد کرد.

در آن زمان، شايد بحث زيادی در گيرد بين کسانی که خواهان پادشاهی و آنانی که خواهان جمهوری هستند.

ولی شما آنرا رد نمی کنيد؟

فکر ميکنم در نظر شخصی من اين نهاد بهتری خواهد بود که بتواند به روند دموکراسی کمک کند تا يک جمهوری. من ميتوانم در نقطه نظری، مثالی بزنم بعد از فرانکو را در اسپانيا در نظر بگيريد و شاه خوان کارلوس را.

شما به اين ترتيب پادشاهی را رد نمی کنيد در گفتار ديگر؟ شما اين را می پذيريد؟

ببنيد، موضوعه انتخاب نيست. من فکر می کنم اگر پادشاهی انتخاب شود بايستی بر اساس خواست مردم باشد و نه من آنرا بحث کرده باشم. من باور درام که اين روش بهتری است . بر حسب اتفاق نبوده که 25 قرن پايدار مانده است. اين بيشتر در فرهنگ و اصول زندگی مردم ايران و در هويت آنها نهادينه شده است. در روزگار مدرن هم می تواند نقش اساسی را بازی کند. من فکر می کنم يکی از چيز هائی که آمريکائی ها در نظر دارند نگاه به پادشاهی است که جرج سوم را در ذهن شما ها متبادر می کند، شما بايستی خود را از اين تخليل جدا کنيد و ببنيد "جمهوری" معنی ميدهد؟ بيشتر دشمنان شما جمهوری ها هستند صدام حسينت يکی از آنها است سوريه ديگری. "جمهوری" بخودی خود مفهوم دموکراتيک ندارد . روسيه شوروی هم يک جمهوری بود. بيشتی ياران شما در ناتو در اروپا نيمی از آنهاپادشاهی هستند. بنظر من فرم رژيم نيست که اهميت دارد محتوای رژيم است. من فکر می کنم پادشاهی با جمهوری بطور مساری تعهداتی نسبت به دموکراتيک بودن دارند . در بعضی کشور ها پادشاهی بهتر نتيجه می دهد تا به جمهوری. معمولا ْنچه تارخ به ما نشان داده در کشور های نا همگون و غير متجانس در واژه ديگر کشور هائی که گروه های متعدی دارد،فرهنگ ها و اخلاقيات متفاوت دارد مذاهب گوناگون دارد فاکتور چسانندگی، فاکتور اتحاد در زير تفکرات بنيادی جای می گيرد با اين تفاوفت که اين نهاد بايستی فرای تمام غوغا ها قرار گيرد و درگير سياست نشود. اين تفاوت بزرگی است. برای اينکه تنها زمانی ميتوانی بی طرفی را حفظ کنی که به سياسیت آلوده نشده باشی. زيرا زمانی که به سياست آلوده شوی بايستی جهت گيری بکنی و همان مسئله باعث مشکات زيادی می شود چيزی که ما در رژيم گذشته داشتيم زيرا شاه مستقيم در تعين سياست دخالت داشت. اين آخرين چيزی است که شما می خواهيد انجام دهيد.

پس از گفتن چنين مطلبی، آری، من کاملا به آن متعهد هستم. من آماده ام در چنان سطحی خدمت کنم. اگر مردم آنرا انتخاب کرده باشند اين يک افتخار خواهد بود ولی در نهايت آنچه می گويم من يک ايرانی هستم و همانقدر خوشحال خواهم بود که در هر مقامی در کشورم خدمت کنم. اما اگر اين انتخاب را به من بدهيد من فکر ميکنم برای شما خوب کار خواهد کرد.

www.iran-resist.org

+ نوشته شده توسط cont در شنبه چهاردهم مرداد 1385 و ساعت 12:28 |